كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
999
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
صاحبقران آمد و فرمان جهان مطاع نافذ شد كه تمام امرا و سرداران الوس هولاگو خان كه در ولايت آذربايجان و عراق عرب مقيماند هريك پسرى يا برادرى خانه كوچ به سمرقند فرستند و محصّلان مقرّر شده به موجب فرموده كاربند شدند . و چون ماه مغفرت شعار مرحمت دثار كه شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ « 1 » صفت كمال اوست ، طلوع اجلال فرمود و منشيان احكام الهى طغراى ماه نو بر منشور سبز فام آسمان كشيدند و فرمان كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ « 2 » بر خواص و عوام خواندند و مدّت يك سال از وفات شاهزاده محمد سلطان گذشته بود آن حضرت فرمود كه روح و روان او را به صدقات و خيرات شاد گردانند و مجموع خلايق را آش دهند . در قراباغ ترتيبهاى پادشاهانه نموده صحارى ميلاميل از انواع اطعمه مالامال شد و سادات و اشراف و علما را در مراتب صف صف نشانده به ختمات و تلاوت آيات اشتغال نمودند و مائدههاى عام كشيده به دعوات صالحات مختتم گردانيدند و خانزاده اجازت يافته متوجّه سلطانيّه شد كه نعش شاهزاده را از مزار بزرگوار قيدار پيغمبر ( ع ) نقل سمرقند كند . ذكر شكار فرمودن صاحبقران كامكار و اجازت دادن اكابر نامدار حضرت صاحبقران ، چون از آش سال اميرزاده محمد سلطان خاطر همايون فارغ ساخت ، پرتو التفات پادشاهانه بر نشاط شكار انداخت و در قراباغ ارّان تواچيان به موجب فرمان جار رسانيدند كه لشكرها جهت يرگه حركت كرده دشت و كوه را درنوردند و حيوانات را به اراضى آقتام رانند و آن حضرت با شاهزادگان ماه پيكر و امراى ثوابت لشكر و وزراى عطارد شعار و سپاهيان مريخ اقتدار و اسبان صرصر حملت و يوزان پلنگ نهضت و جوارح سموم حرقت « 3 » و فيلان كوه هنجار و بازان
--> ( 1 ) . سورة البقرة 185 . ( 2 ) . ايضا 183 . ( 3 ) . ف : حرمت .